تبليغاتX
گاه نویس

گاه نویس

فقط گاه نویس...فقط !

و خداوند گاهی ظالمانه تقاص می گیرد /.............
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 16:53  توسط ميلاد  | 

مردها ؛ حيوانات ناطقند !

اين ايدئولوژي يك كارگردان مرد است !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 2:42  توسط ميلاد  | 

خدا عاقبت ما را ختم بخير كند ؛

از كنسرت "ناظري ها" آمده باشي و "راك" گوش كني !!

نه ؛ بخدا من درست بشو نيستم !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 2:38  توسط ميلاد  | 

تو  ؛  با منی

حس می کنمت

همینجا روبروی خودم

صداتو میشنوم همه جا

یا شاید  ؛ من دیوونه شدم !

اگه تو تو اتاقم نیستی

چرا کنار تو میشینم ؟

چرا دارم تو رو می بوسم !

چرا دارم تو رو می بینم ؟

قطعه اي از آهنگ "مي بينمت هنوزم" از كاوه يغمايي

----

كورش خان ؛ پسر خلفي داري !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 2:35  توسط ميلاد  | 

و این منم

مردی تنها

در اواسط فصلی داغ .....

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 22:42  توسط ميلاد  | 

و این منم

مردی تنها

در اواسط فصلی داغ .....

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 22:41  توسط ميلاد  | 

و این منم

مردی تنها

در اواسط فصلی داغ .....

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 22:41  توسط ميلاد  | 

کارمان افتاده دست یک آدم کار راه نینداز !
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 15:55  توسط ميلاد  | 

در لیست وبلاگ هایم ، يك مرد ميانسال هست كه اينجا مي نويسد . بسيار صادقانه تر از آنچيزي كه فكر را بكني زندگي اش را ؛ خصوصي ترين هايش را و "وجودش" را مي نويسد

و من هر بار ؛ هر ماه كه او مي نويسد ؛ حسرت صداقتش را مي خورم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 4:57  توسط ميلاد  | 

گاهی آنقدر ارزان فروشی می کنیم که یادم می رود قیمت این متاع چقدر بوده !

وای به فروشنده و خوشا به خریدار

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 4:53  توسط ميلاد  | 

همیشه از اینکه طرفدار چیزی باشم که به مزاج عوام خوش آمده ؛ بيزار بودم ! ولي اينروز ها سريال لاست بدجوري دست و پايم را بسته و اجازه تكان خوردن از جلوي مانيتور را به من نمي دهد !

يك سريال با داستاني تقريبا تكراري كه همه از آخر و عاقبتش باخبريم ! با يك سري روابط كه هيچ رقمه با فرهنگ اصيل (!) ما جور در نمي آيد . همه اينها باعث مي شد به خودم بگم "من حتي قسمت اولش رو هم كامل نخواهم ديد" ولي ظرف ۲۴ ساعت ۱۳ قسمت راديدم و مشتاقم ۷۰ و اندي بقيه را ببينم !!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 2:35  توسط ميلاد  | 

مصاحبه پرزیدنت را دیشب دیدید ؟

عجب.....

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 6:19  توسط ميلاد  | 

۳ ماه پيش بود كه سفر ماركوپولو مانندم رو رفتم و ۲ ماه پيش بود كه برگشتم ! حالا بعد از آن همه مدت كه وقتي در روزمرگي ضرب كني مي بيني خيلي مي شود ! تصميم گرفتم بنشينم و مثل يك پسر خوب سفرنامه بنويسم !

برايم مهم نيست كه بخواند ؛ چه فكر كند و غيره . براي مهم است كه يادم بماند ؛ يادم بماند آنچه را ديدم كه بعيد مي دانم دوباره ببينم . يادم بماند آن پيرمرد كرد را در لب مرز ايران به من آب تعارف كرد ؛ يادم بماند عاشق سفر وايرانم ؛ يادم بماند با خودم عهد هايي كردم ....

تا اطلاع ثانوي زياد مي آييم اينجا  ..  مشغول نگارش نيز مي باشم

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 6:16  توسط ميلاد  | 

و خدايا

تو "مجبوري" باز مرا ببخشي

و دل خوش كني

به توبه صد باره من !

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 6:10  توسط ميلاد  | 

دلم تنگ شده برای سفر ۲۰ روزه تنهاییم

دلم تنگ شده برای شب زود خوابیدن ها به شوق کشق ندیدنیها

دلم تنگ شده برای تنها غذا خوردن ها

دلم تنگ شده برای عکاسی ِ "آماتوری"

دلم تنگ شده برای لهجه هایی که هیچ نمی فهمیدمشان

و خدایا ؛ اين همه دلتنگي براي چه ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 6:9  توسط ميلاد  | 

مادرم آشکارا از این می ترسد که من معتاد شوم

پدرم هم از فاسد شدن من بیم دارد !

خوش خیال ها نمی دانند ما خیلی وقت از "معتاد" شده ایم به "فساد"

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 4:12  توسط ميلاد  | 

گاهی آنقدر خودم را سرگرم کارهای احمقانه ام می کنم که پاک فراموش می کنم کارهایم احمقانه است ....

و این احمقانه است ....

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 4:4  توسط ميلاد  | 

مينايم شكست!
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 18:42  توسط ميلاد  | 

مزاجمان كمي تغيير كرده ؛

بسان نسوان آبستن مي مانيم !

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 16:49  توسط ميلاد  | 

سرتو بالا بگیر

من کنارتم هنوز ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 0:16  توسط ميلاد  |