تبليغاتX
گاه نویس

گاه نویس

فقط گاه نویس...فقط !

بالاخره با همه بی سوادیمان ورد پرس با موفقیت نصب شد !

از این به بعد چزندیات من را اینجا:

http://www.milad.cc/blog

بخوانید !

 

پ.ن:هنوز خیلی کار داره البته ؛ انشالله تا فردا دست و روش رو مي شورم !

ويرايش : نمي دونم لينك قبلي جرا اجرا نمي شد @

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 2:54  توسط ميلاد  | 

اينروز ها همه به خدا "فحش ناموسي" مي دهند ؛ شما چطور ؟
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 0:10  توسط ميلاد  | 

از یک طرف بلاگفا زور می زند مشتریهایش را حفظ کند

از یک طرف وردپرس فارسی زور می زند مشتریهای بلاگفا را بقاپد

از یک طرف من زور می زنم ....

از یک طرف تو زور می زنی....

آری ؛ همه در حال زور زدنيم براي حفظ مشتري و كسب "پولش"

پ.ن:عنوان را درست خوانيد ؛ ولي ربطش را به مطلب نفهميديد ؟

مشكلي ندارد ؛ اين ضعف "ماكس" است ؛ نه من و شما !

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 0:6  توسط ميلاد  | 

نزدیک خونه ما ؛ يك مسجد ؛ يك پادگان و يك خوابگاهه !

همشون هم اذان پخش مي كنند !

موقع هاي اذون چنان صداشون تو هم مي پيچه كه...

حالي مي كنيم !

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 19:47  توسط ميلاد  | 

بعد از مدتهای ؛ بالاخره ما هم يه چارديواري از خودمون پيدا كرديم!

www.Milad.CC  آدر منزل جديده !

البته فعلا زور نزنيد ! هنوز كليدش رو نگرفتم ؛ ولي سند مالكيتش به نامم خورده ! از فردا ايشالله ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 18:20  توسط ميلاد  | 

بعد از مدتها "کم سیگاری" امشب جبران مافات کردیم ...
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 2:26  توسط ميلاد  | 

خنده دار است بخدا

مردك مزخرفي ساخته و حالا داره دفاع مي كنه ....

اي خدا ....

 

پ.ن: مزخرف ؛ خطاب به اصل موضوع نبوده و نيست ؛ ساختار "كودكانه اش" را عرض كرديم !

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 16:4  توسط ميلاد  | 

دیروز ؛ از آن روزهايي بود كه اولش خوب ؛ وسط هاش معمولي ؛ آخرش مزخرف و فرداش مزخرف تر ميشن !

خواهر و برادرم ؛ همراه همسرانشان (!) پنجشنبه ها ميان خونه ما (يعني خانه پدريشون ) ورود خوبي دارند . كلي مي گيم و مي خنديم . وسط هاي مهماني براي هم تكراري ميشيم ! شب ديگه حوصله هم رو سر مي بريم (اينجا افتضاح مي شود !) فرداش هم (كه امروز باشه) دلم براي امير محمد (برادر زادم) تنگ ميشه و...

منتظر پنجشنبه بعد (قسمت خوبش البته !)

 

--پ.ن:

مدتها بود آهنگ ها قديمي "ايشان" را گوش نداده بودم . العان هم با اجازه شما ؛ چند ساعتي ميشه غرق در خاطرات ؛ گذشته ها ؛ اينده ها و آمالمانيم ؛ ورود ممنون !

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 16:0  توسط ميلاد  | 

چقدر دلمان سيگار مي خواهد...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 14:17  توسط ميلاد  | 

نگو طفلكي منم من !

من شهامتم زياده

هيچكسي هنوز تو دنيا

مثل من كه دل نداده

مثل پرواز پرنده

توي قلب آسمونا

من دلو به عشق سپردم

تو قلب كهكشونا

پر زدم من توي چشمات

با تو من پرواز كردم

من از پايان مي ترسيدم و آغاز كردم

پ.ن:يكي از همان نوستالژي بازي ها ؛ متوجه هستيد كه ؟!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 14:13  توسط ميلاد  | 

دیگر برایم مهم نیست آهنگی که گوش می کنم "ارزش شنیداری" دارد یا نه

مهم آن است که چقدر بار "نوستالژی" دارد

اینروزها فقط گذشته ام قابل تصور است ؛ آينده بيشتر از انچه فكر مي كردم "حرامزاده" است

 

پ.ن:غزل راست مي گه ؛ روزها وحشتناك بلند است . قد ما هم كوتاه ....

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 14:7  توسط ميلاد  | 

نمي دونم چرا اينطوري شدم . از سحر تا دم افطار هر كاري مي كنم كه چند ساعتي بخوابم ؛ اصلا نميشه ! ولي همين كه اولين لقمه غذا از گلومون پايين ميره ؛ انگار دو تا وزنه ۲۲۰ كيلويي مي بندن به پلكهام !

تو طول روز هم كه گشنگي امون كار كردن به آدم نمي ده ؛ مي مونه شبها كه اونم ...

امشب رو با هر ضرب و زودي بود بيدار موندم تا خدا ياري كنه فردا رو بخوابيم..

خيلي سخت مي گذرد روزها ؛ جان مي كنيم ..

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 3:56  توسط ميلاد  | 

يك دهم ِ يك ماه سراسر گرسنگي را پشت سر گذاشتيم....

نه؛دهم ديگر هنوز مانده ...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 3:53  توسط ميلاد  | 

در لیست وبلاگهای دوستانم ؛ وبلاگ جوانترين خبرنگار جهان هم يافت مي شود ! سيد ايمان(كورش) ضيابري كه با وجود سن و سال كمش ؛ هميشه مقاله ها و تحليل هاي حالب و خواندني و عموما انتقادي اي از دولت مهرورزي (!) مي نوشت .

البته خيلي ها اينروز ها نقد مي نويسند. ولي مهم ان است كه نقد آدم حداقل به لعنت خدا بيارزد ! عده اي حس همزاد پنداري زيادي با "چه گوارا" مي كنند و ايران را آمريكاي جنوبي ۵۰ سال پيش . به هر كار و هر حركت و هر حرف دولت و دولتمردانمان با بي مهري و عدم تعقل نگاه مي كنند و نتيجه اش مي شود خزئبلاتي كه هر روز در اعتماد و اعتماد ملي و... چاپ مي شود ؛ انوقت مي گويند چرا توقيف مي كنيد !

ولي اينها در مورد نوجوان گيلاني فرق مي كرد . اگر مطلبي بر خلاف جريان مي نوشت ؛ حق مي نوشت ؛ باور پذير و بدون جناح داري مي نوشت .

ولي نمي دانم چه بر سرش آمده (يا آوردند !) كه ظرف چند ماه گذشته بالكل تغيير موضع داده  و مطالبي مي نويسد كه هر كودكي مي عقلانيت آنها شكي اساسي مي كند !

فقط به چند مطلب اخير وي توجه كنيد :

مطلبي از وي بعد از المپيك

مطلبي از وي قبل از المپيك

تقصير دولت چيست ؟

چرا غرب از ايران مي ترسد ؟

اينها مطالبي بود كه ظرف چند ماه گذشته نوشته . براي پي بردن به عرايض بنده كافيست مطالبف فوق را با مثلا مطالب ۷ تا ۱۰ ماه گذشته آن مقايسه كنيد !

اين تغيير موضع ريشه اي ؛ بدون شك يك اتفاق نبوده و نياز به كمي تفكر دارد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 6:5  توسط ميلاد  | 

سحر روز سوم رمضان

در " کف " یک نخ سیگار

قمیشی که می خواند " نفسم در نمی آد "

یک خروار کار (احمقانه) از پیش مانده

یک روز طولانی و خسته کننده در پیش

ترکیب نابیت ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 5:50  توسط ميلاد  | 

ماه رمضان فردا یا پس فردا می رسد . خیلی ها مثل پدران و مادرانمان که از ایمان (یا عادت) بیشتری برخوردارند بدون هیچ فکری به "چیستی و چرایی" روزه داری ؛ انجام وضيفه مي كنند و ما (نسل سومي ها) را به انجام اين مهم تشويق مي كنند !

روزه داري يكي از اصول دين مبين ماست ؛ حال كسي به ان تن ندهد يا باور نداشته باشد يا صدها چيز ديگر ؛ خود داند و خداي خودش در آخرت ؛ ولي سوالي كه ذهن من (و تعدادي از دوستانم) را چند هفته اي بدجور به خودش مشغول كرده ؛ همان چيستي برخي از آداب و رسوم اسلاميست . البته گام را كمي فراتر نهاديم و به پايه اسلام نيز سوالاتي وارد كرديم !

نه ؛ خواهش مي كنم به ما انگ مرتد نزنيد ! مانه كافريم نه بي دين و ايمان (اين آخري را شك دارم !) ولي اين حق را به خودمان مي دهيم "سوال كنيم" و دنبال "جواب" بگيرديم !

بقيه در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 2:29  توسط ميلاد  | 

نمی دانم چقدر شیرین است ، يا اينكه اصلا شيرين هست ؟

وقتي يار اسمت را صدا بزند و تو برگردي و نگاه كني. ..

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 2:11  توسط ميلاد  | 

چند بار سعي كردم مقدمه اي براي اين مطلب بنويسم ؛ ولي بهتر ديدم زياده گويي نكنم كه همين طوري هم خواند ندارد اين مطلب !

6 ماه پيش بود كه با علم به تبليغات آزاردهنده بلاگفا ، دست پروده "عليرضا شيرازي" را برا گاه نوشته هاي بي ارزشم انتخاب كردم ! هميشه هم به اين فكر مي كردم كه اگر روزي احساس كردم يگر مي توانم و "نياز دارم" به نوشتن ؛ وبلاگ را روي سايت شخصي ام راه اندازي مي كنم تا "آقا و نوكر خودم باشم" بالاخره هفته پيش به اين حس احمقانه رسيدم تصميم به صاحب خانه شدم گرفتم ! ميان انبوه سيستمهاي مديريت وبلاگ ، به پيشنهاد دوستان عزيزتر از نان (!) "ورد پرس" را انتخاب كردم و خوشحال بودم كه مي توانم چرندياتم را ا اينجا به آنجا منتقل كنم  ! ولي عليرضا شيرازي نمي خواهد به هيچ مجه افتخاراين ميزباني را از دست بدهد ! در كمال تعجب ديدم امكان انتقال مطالب را به ورد پرس محدود كرده و پيغام "كد خطا" را نشانم مي دهد ! ماهم كه به پدرمان باج نمي دهيم ؛ چه برسد به عليرضا ؛ ان هم از نوع شيرازي اش ؛ بيخيال خزئبلاتمان در اين مكان شديم و به فكر "شروع از صفر" افتاديم ! اين نوشته هم با آن تيتر آنطوري اشت ؛ نقدر ؛ نكوهش و گراميداشتي توامان از سيستم گاها عالي و گاها مزحف بلاگفاست تا بعدا نگوييد "ميلاد" نمك خورد و نمك دان شكست!

بلاگفا ؛ خوب :

1- همانطور كه در پستهاي اوليه ام در اينجا نوشتم ؛ بلاگفا را فقط به خاطر "مدير" داشتنش انتخاب كردم . بعد از سالها كار  در اين محيط آماتوري "وب فارسي" كه سايت ها فقط به مدت اعبار اوليه دومين و هاستشان عمر مي كردند ؛فهميده ام سايتي كه بتواند 4 سال متوالي "آپ تايم" باشد ؛ ارزش سپردن جانم به مديرش را هم دارد ؛ چه برسد به "گاه نويس" هايم !

2- نوآوري هاي بلاگفا هم جالب بود ! امكان اضافه كردن دوستان "بلاگفايي" به ليسا وبلاگ هاي مورد علاقه ؛ امكان ويرايش نظر مخاطبان ؛ حالات مختلف نظر گيري ... براي هر نويسنده اي جالب و البته كارامد مي نمايد . هر چند در مقطعي خاص بود و ديگر سوپرايز نشديم !

3- بلاگفا به شهادت الكسا ؛ پربيننده ترين سايت فارسي زبان ديناست . البته بماند كه فقط 2 درصد از اين افتخار مربوط به خود بلاگفاست و بقيه 98  درصدش را مديون من و چند ده هزار وبلاگ نويس ديگر است ! ولي به هر حال ؛ چند ساليست كه در اين مقام جا خوش كرده و بسي دوست مي داشتيم كه در دامان بزرگترين "بنويسيم" !

4- چه از ظاهر و چه از باطن پرشين بلاگ حالم به هم مي خورد ! اگر كمي با سازوكار سايت هاي وابسته به دولت يا جناح هاي خاص سياسي آشنا باشيد ؛ مي دانيد كه از هيچ چيزي براي رسيدن به قدرت و انجام خواستيشان سر باز نمي زنند ! بلاگفا ؛ مستقل است ؛ مديرش "اعتماد" مي خواد ؛ ولي سياسي نيست و "بلاگفايش" را سياست زده نكرده است . هر چند من و خيلي هاي ديگر فكر مي كنيم درج تبليغ "سعيد ابوطالب" و دهها نماينده ديگر در صفحه اول بلاگفا با بالا وبلاگ ما بي اراده ها ؛ چندان كار جالبي نبود !

5- بلاگفا امن ترين سيستم وبلاگ نويسي فارسيست ؛ اين را هيچ كس نمي تواند نقض كند. سيستمي كه بر پايه هيچ "cms" اي بنا نشده و از "ب" بسم الله تا "ن" و لاضالين توسط خدا جناب شيرازي و تيم محترم نوشته شده است و افراد آشنا به فن ؛ مي دانند اين امر از چه اهميت بالايي برخوردار است

 

بلاگفا ؛ بد:

1- در مورد تبليغات بلاگفا هيچ حرف و نقدي نمي توانم بنويسم ! خوب يادم است موقع ثبت نام ديدم آنجا را كه نوشته بود "بلاگفا سايتي شخصي است و براي تامين مخارج امكان تبليغ...." ولي در عين حال عليرضا شيرازي مزه خوش پول را به همه چيز فروخت ! نمي دانيد چقدر اعصاب خرد كن است وقتي پستي درباب يادبود "خسرو شكيبايي" مي نويسي و انوقت در بالاي وبلاگت تبليغي با مزمون "العان ديگه وقت خخوشحاليه" يا "آهنگ هاي شاد ؛ ويژه عروسي " ببيني ! نه ؛ بلاگفا در مورد تبليغ هايش خيلي غير حرفه اي و مادي تصميم ميگيرد !

2- بلاگفا مدت هاست كه به همين شكل است ؛ تغييري نمي كند . ديگر از آن "نوآوري ها" خبري نيست .گويا آقاي شيرازي به دخل و خرج فعلي راضي اند و نيازي به ترميم و بازسازي سيستم نمي بينند ! البته ايشان از من خيلي بهتر مي دانند كه براي حفظ مشتري هميشه حفظ كيفيت كافي نيست ؛ بلكه گاهي افزايش آن است كه مهم مي نمايد !

3- يكي از مشكلات سيستم بلاگفا ؛ نداشتن ركوردي به نام "صفحات وبلاگ " است . به بيان واضح تر شما اگر تعيين كه كه در صفحه نخست 10 پست به بيننده نمايش داده شود ؛ هيچ راه "آساني" براي ديدن بقيه پست ها وجود ندارد . البته مي شود از آرشيو ماهانه استفاده كرد كه اصلا به درد سر و حجيم شدن صفحه اش نمي ارزد !

4- ديگر امكان اضافه كردن و آپلود عكس به وبلاگ به يك چيز "واجب تر از نان شب" تبديل شده ؛ ولي چناب شيرازي براي آن هم تدبيري نيانديشيده اند !

5- اگر خداي ناكده ؛ 3 ماه وقت نكنيد به وبلاگتان سر بزنيد؛ قانونا ديگر هيچ حقي نسبت به وبلاگتان نداريد ! خودم را تصور كردم كه در خدمت مقدس سربازي چگونه بيايم و با آن اعصاب خورد احتمالي (!) مطلب بنويسم تا مالكيت مشروطم صلب نشود ؟! نه ؛ اين ديگر واقعا غير عادي و غير قابل تحمل بود !

 

بلاگفا؛ زشت

1- بلاگفا در كارنامه اش 2 حركت زشت انجام داد كه به تمام معنا "آزادي" را از كاربران گرفت . اولي محدود كردن كد هاي تبليغاتي بود ! دفعا جناب شيرازي در اين خصوص ؛ غير اصولي بودن اين گونه سيستم هاست ! سوال بنده از ايشان اين است ؛ آيا شما در مقامي هستيد كه بجاي خيل انبوهي از كاربرانتان تصميم بگيريد ؟ آيا شما آنقدر به تمامي زواياي كار آشناييد كه مي توانيد تمامي سيستم ها را در يك كفه ترازو و تدبيرتان را در كفه ديگر ترازو قرار دهيد ؟ ولي من نظر ديگري دارم ؛ بقينا جناب شيرازي بيم اين را داشته و البته دارند كه خداي ناكرده استفاده وبلاگ ها از تبليغ هايي كه براي صاحب وبلاگ در امد دارد ؛ خدشه اي به درآمد ايشان از تبليغات انحصاريشان وارد نمايد و تبليغ دهنده ها را از ايشان دور كند ! آقاي شيرازي ؛ هيچ سيستم وطني يا غير وطني اي سراغ داريد كه اينگونه به كاربرانش بي احترامي كند ؟ شما كه به مقاله اي در روزنامه "اعتماد" به دليل كوچك شمردن مردم اعراض كرديد ؛ اين اقدام خود را كمتر و قابل توجيه تر از آن مي دانيد ؟ كار شما كاملا غير حرفه اي و خودخواهانه بود !

2- حركت بد بعدي ، فيلتر كردن نام "پرشين وبلاگ" در قمست كامنت وبلاگ ها بود !!! اين به آن معناست كه شما نمي توانستيد در هيچ كامتي از كلمه "پرشين وبلاگ" كه نه جمبه سياسي دارد و نه جنبه غير اخلاقي ؛ استفاده كنيد ! حالا چه پيشامدي بين آقاي شيرازي و مديران آن "مرجع وبلاگ هاي فارسي" وبوجود اماده بود ؛ خدا مي داند ! فقط خدا كند به قضيه آن شكايت و دادگاه و... ربطي نداشته باشد !

3- آخرين حركت آقاي شيرازي كه دليل عصبانيت من شد ؛ عدم امكان انتقال مطالب به ورد پرس است ! آقاي شيرازي با لجاجت و "گستاخي" تمام كاربران خود را "محكوم" به ماندن تا ابد در سيستمشان نمودند و اين بدان معناست كه راضي نمي شود ب هيچ وجه ممكن از ايشان خدا حافظي كنيم ! اين يكي واقعا غير قابل گذشت و احانت بارز به شعور و فهم بشريست !!

 

---------

مي دانم زياده نوشتم ؛ شما ببخشيد !

به زودي آدرس سايت جديدم را همينجا اعلام ميكنم

به اميد مستقل شدن همه ما زندانيان بلاگفا !

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 1:32  توسط ميلاد  | 

چند وقتیه که تصمیم گرفتم بلاگفا رو به مقصد خانه ای اختصاصی ترک کنم ! ولی گویا آقا شیرازی چندان مایل به این کار نیست !

سیستم ورد پرس امکانی گذاشته بود که شما میتونستید آرشیو مطالبتون رو از بلاگفا به این سیستم ابر قدرتمند (!) منتقل کنید . ولی در کمال ناباوری این امکان العان محدود ؛ با بهتره بگم مسدود شده !

ميشه گفت به قول بزرگان "زنداني" شديم و راه فرار نيست !

ولي حداقل براي من كه آرشيو مطالبم ارش چنداني ندارند (و از اين به بعد هم نخواهند داشت !) اين مطلب چندان عذاب آور و غير قابل تحمل نخواهد بود !

ديوار هاي زندان اقاي شيرازي براي خيلي كوتاه است ...

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 22:33  توسط ميلاد  | 

گویی تمام ابزار سمعی و بصری دنیا برآن شدند تا ما را از کار و زندگی بیاندازند !

اول که "لاست بینی" مان گل کرد و ۲ هفته ای مچلش بودیم و اخر هیچ !

این روزها هم کرمی به نام "نقطه خور یا همان snake" به جانمان افتاده!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 2:12  توسط ميلاد  | 

رکورد "آنلاین" بودن مستمر با دیال آپ را شکستم

تا این لحضه : ۷ ساعت و ۵ دقیقه !

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 5:12  توسط ميلاد  |